پست‌ها

آزادی بیان

تصویر
چگونه باور کنیم ادعای سخیف مدعیان آزادی بیان در غرب را !؟ 

ارباب

تصویر
سازمان ملل عنوانی است سخیف که صرفا برای تحمیق ملل کارکرد دارد و الا چرا باید قبل از شنیدن سخنان کسی باید یکی از دولتهای پیشرو در استعمار ملل ارباب منشانه قضاوت کند!؟

توجیه اشغالگری

تصویر
واقعا شرم آور است که دل به کسانی ببندید که شب و روز به دروغ از آزادی و دموکراسی و استقلال و ... دم می زنند ولی وقتی پای اشغالگری اربابانشان در میان است با هزار دوز و کلک برای آن توجیه و دلیل می آورند و حتی عملکرد آنها را تقدیس می کنند! این رجاله ها باید بدانند که اشغالگری محکوم است حتی اگر این اشغالگر پدر خوانده آنها یعنی امریکا باشد.

امریکای اشغالگر و مزدوران دست پرورده آن

فارغ از اینکه راجع به خوب یا بد بودن جریان طالبان قضاوت کنیم ، البته قضاوتی که حق مخصوص مردم افغانستان است و خود آنها باید راجع به این امر قضاوت نهایی را بکنند ، باید قبول کرد که طالبان این افتخار را از آن خود کردند که دماغ اشغالگران امریکایی و نوچه ها و سگهای زنجیری دست آموز آنان را به خاک مالیدند و به دو دهه اشغال ننگین کشور خود پایان دادند. تمام ملت ها باید درس لازم را از این رخداد بگیرند و بلا استثنا با اشغالگری در تمام صورتهای آن و در تمام دنیا و از ناحیه هرکسی که بوده مخالفت کنند . ملت ما هم باید با چشمان باز افق روشن آینده خود را بنگرد و خود را از استیلای فکری و راهزنی سیاسی عمله های مزدور و یا مزدبگیر و وابسته به قدرتهای خارجی خصوصا کشورهای  امریکا و اسراییل و عربستان مصون بدارند.

کمدی انتخاباتی ...!

تصویر
این روزها بسیار شایع است که افرادی ، لیست هایی چند نفره از دزدهای ایام آتی که شکمشان را از همین حالا صابون می زنند برای دله دزدی و گله دزدی!  دستشان گرفته و به این و آن تکلیف می کنند که به فلان سبب و بهمان دلیل به این لیست رای بدهید. یکی نیست به خود اینها بگوید که اصلا به شخص شما در کوچه آبا و اجدادی تان مگر دو نفر پیدا می شود که اعتنایی و اعتمادی بکند !؟ که حالا شما نقش موسی پیامبر را بازی می کنید و لوح ده فرمان به مردم دیکته می کنید!؟ اشتباه شد ببخشید «لوح ده دزد آینده» !

چشمان باز ...

تصویر
یک سریال تلویزیونی مستند امریکایی در یکی از کانالهای ترکیه پخش می شود که رویدادهای روزمره یک فروشگاه بزرگ خرید و فروش وسایل دست دوم را نشان می دهد. فروشگاه وسیله مالک آن و فرزندانش و تعدادی فروشنده و کارشناس اداره می شود. مالک آن تیپی شبیه ایتالیایی ها دارد و در حین خریدها بیشتر به تاریخچه اشیا و اعتباری که بواسطه آن متوجه جنس می شود تمرکز دارد.  پس از مشاهده چندین قسمت از سریال متوجه می شوید که مشتریان سفید پوست حتی اگر رفتار بی منطقی دارند توجیهات خاص خود اعم از عشق ، حس نیکوکاری و یا شرمندگی آنها است و در هنگام چانه زدن وقتی با قیمت ی دور از انتظار خود مواجه می شوند بیشتر به التماس روی می آورند تا عصبانیت و پرخاش! اما مشتریان سیاهپوست غالبا دارای جسه های نامتوازن و چاق و از بدو ورود به فروشگاه عصبی و هتاک هستند و  تمام توقعاتشان بی منطق است و اگر نگهبان قوی هیکل سیاهپوست مداخله نکند آمادگی هرگونه پرخاشگری و خشونت را دارند و هنگام ترک فروشگاه نیز بد زبانی می کنند و غالبا تهدیدهایی هم در اظهاراشان است. وقتی خوب دقت کنید می بینید که این همه اتفاقی نیست و سریال در مجموع به مخاطب حس نامط...

دلی ملی لر دسته سی ...

تصویر
اولار کی بیر گئجه ده رای لری «پزشکیان»نان «مهرعلیپور»ا دؤندو ! قطعا" «رئیسی» یه رای وئره جکلر. اونلارین نظری یوخدور کی ، بیر دقیقه ده اون قبله عوضلرلر!!! یازیق بیزیم میللت کی هر یئریندن دوران  دلی ، دیوانه ؛ اونا تعیین تکلیف الییر ...!!! 

او از ماه نیامده است ...!

تصویر
یحیی دوست کوچولوی من است. ۴ یا پنج سال دارد نحیف و لاغر ، و اندام ریزی دارد. غالب اوقات که در پارک قدم می زنم به سراغم می آید و دقایقی با هم صحبت می کنیم. بستگی به اینکه در جیب هایم چه باشد بعضا آدامس یا بیسکویت برایش می دهم و گاهی وقت ها یک لیره !  او به محض دریافت خوراکی یا پول غیب می شود و نیم ساعتی در قسمتهای دیگر پارک مشغول بازی کردن با دوستانش می شود. بعضا گلایه و حتی اعترافاتی هم می کند دایر بر اینکه پدرش صبح تمام پولها را با خودش می برد سرکار! و اینکه چند بار از فروشگاه زنجیره ای محل خوراکی کش رفته !  امروز بدون مقدمه گفت : «حق با سدات پیکر* است مملکت را نابود کردند» بعد اجازه گرفت و بسته نیمه پر آدامس مرا برداشت و دور شد. پیکر رئیس فراری مافیا است و این اواخر در یوتیوب علیه دولت افشاگری می کند. دادستانی و پلیس که در حالت معمولی برای پرتاب لنگه دمپایی به گربه محل با آب و تاب پرونده باز می کنند، در سکوتی محض غرق شده اند.  جامعه یادش رفته پیکر تا همین دیروز رفیق جون جونی همان کسانی بود که علیه آنها افشاگری می کند. حتی خانواده معمولی و تهیدست یحیی به سدات پیکر ایمان آورده اند و از...

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت ...!

تصویر
همجنس گرایی یا همان الواط گری تا پنجاه سال قبل در امریکا اگر هم جرم محسوب نمی شد ! نوعی بیماری محسوب می شد. ۴۵ سال پیش رسما همجنس گرایی از لیست بیماری‌ها حذف شد.  در حال حاضر می خواهند تحت عنوان «همجنسگرا هراسی» مخالفین همجنس گرایی را جزو بیماران تلقی نمایند! نهضت الواطیون بقدری در میدان اجتماع و سیاست جای پایش را محکم کرده است که احد الناسی قدرت مخالفت با آن را ندارد، کافی است یک سیاستمدار به همجنس کارها بگوید بالای چشمتان ابروست. موج اعتراضی رسانه ها چنان بلایی سر وی می آورند که اگر هم استعفا ندهد، به غلط کردن بیافتد. ولی تا می توانید به ادیان و مذاهب و رهبران آنها فحش و بد و بیراه بگویید ، چون به استناد اصل آزادی بیان حق دارید ولی در رد همجنس گرایی حق آزادی بیان مثل پتک به سرتان خواهد خورد!!! قطعا در آینده نزدیک بچه کونی های محله و شهر برای خودشان مقام و منزلتی خواهند داشت در حد کشیش ها و امامان مساجد!! پس اگر اهل مصلحت هستید از همین الان هوایشان را داشته باشید !!! واقعا این بشریت سکس زده و مزخرف به کجا می رود!؟

هنر زن بودن ...!

تصویر
مادر شدن و محبت مادرانه تعریف و توصیف صحیحی از زن بودن نیست. گربه ها و سگ ها نیز مادر می شوند و به همان اندازه و شاید بیشتر به توله های خود محبت و توجه می کنند. هنر زن بودن در سوسوی چراغی و بوی سفره ای نهفته است که یک خانواده را گرد هم می آورد.

بیت کوئین

تصویر
اعتراف می کنم که هر زمان و هر چقدر سعی کردم نتوانستم بفهمم رمز ارز دقیقا چیست و چه رابطه ای بین این ارزها و برق و خیلی چیزهای دیگر است!!!  خصوصا در مبحث استخراج آن !؟

توهمی دردناک

تصویر
رواج تفکری مالیخولیایی و متوهم حرکت ملی را در بن بستی سهمگین گرفتار ساخته است . تفکری که بر اساس آن چنین جملات مزخرفی بیان می شود؛ «حرکت ملی با قدرت کامل به پیش می رود»  سکوت مطلق و بی تحرکی محض مردم در آزربایجان نشانه کامل بی اعتباری چنین  توهماتی است. حرکت ملی به توسط مدعیان پیشگامی آن گردن زده شد. الان جز شبحی سرگردان از آن باقی نمانده است.

ارث

تصویر
بزرگ ترین میراث بشر فکر و اندیشه است. برخلاف تصورات کهن ما نه تنها از اقربای نزدیک بلکه از همه ارث می بریم. به ارث بردن اموال مزخرف ترین برداشت از مقوله میراث است.                             کاظم محمدزاده

این و آن ...!

تصویر
سال گذشته بیماری شدیدی داشتم ، طوری که ماهها در بستر افتاده بودم. بعد از افاقه مختصری که داشتم دوست داشتم ساعات بیشتری را در بیرون خانه باشم تا روحیه ام را تقویت کنم. به جاهایی سر می کشیدم که در حالت عادی محال است حتی از جلو آن رد شوم و با کسانی هم صحبت می شدم که در حالت معمولی هیچ اعتنایی به آنها نمی کنم. تعطیلی اماکن عمومی هم معضلی دیگر بود.  قبلا فضای سبزی را هنگام مسافرت با تراموا از بالای پل دیده بودم که تخمین زده بودم در حالت معمولی نباید افراد عادی ترددی در آنجا داشته باشند و کنجکاو بودم که آیا الان هم به همان خلوتی می تواند باشد!؟  یک روز مختصر خوراکی و آب برداشتم و عصا در بغل راهی آنجا شدم.  نیم ساعتی روی نیمکتی استراحت می کردم که دو نفر یکی پس از دیگری پیدا شدند. از قضا با یکی از آنها مدتها قبل در بازار هفتگی آشنا شده بودم. پس از احوالپرسی آنها بیشتر از مقررات منع آمد و شد و بیماران و کشته شدگان اپیدمی صحبت می کردند و کارهایی که حکومت باید بکند!  نمی دانم چطور شد صحبت آنها به فمنیسم هم کشیده شد ، دو دیدگاه کاملا متفاوت با هم داشتند. مشروح صحبت هایشان را تا جاییکه در خاطرم مان...

کلاب هاوس ...!

تصویر
با عرض معذرت  من از شبکه کلاب هاوس و عضویت آن چیزی نمی دانم ولی تا جاییکه می دانم داد کسانی که با تیپا از اطاق گفتگوی کلاب هاوسی فارسها! بیرون انداخته شده اند در آمده است. رفیق محترم وقتی ادعا می کنید ۷۰ درصد جمعیت کشور با شما هستند، خودتان چرا در کلاب هاوس  اطاق گفتگو باز نمی کنید !؟    البته حق دارید چون حتی تلویزیون‌های  شما  سرجمع سیصد نفر مخاطب در میان مردم ندارند!  چه برسد که تشریف ببرید کلاب هاوس! 

کچل های ملی ...!

تصویر
    در ابتدا می خواهم حکایتی عامیانه را که از داستانهای مثنوی مولوی اقتباس شده است ، بازنویسی کنم. «حجره داری طوطی سخنگویی داشت. اما پرحرفی و زیاده گویی کار دست او داد و روزی حجره دار که از پرحرفی طوطی خیلی کلافه شده بود کنترل خود را از دست داد و ظرف روغن داغی را که دستش بود به طرف طوطی پرتاب کرد. روغن داغ سر طوطی را سوزاند و تمام پرهای کله اش ریخت و کاملاً کچل شد. از آن روز طوطی لب بست و دیگر چیزی نگفت. حجره دار و مراجعین بسیار کنجکاو بودند که علت سکوت طوطی را بدانند و ساعتها با او حرف می زدند و داستانها برایش تعریف کردند تا بلکه او دوباره سخن بگوید ولی تمام تلاش آنها بیهوده بود و طوطی کچل حجره دار سخنی نگفت که نگفت ...! مدتی طولانی گذشت و همه به سکوت طوطی کچل عادت کردند. اما یکروز اتفاق عجیبی افتاد. به محض ورود یک مشتری که سرش کاملا کچل و مثل آئینه می درخشید، طوطی با صدای بلندی شروع به خندیدن کرد!   حجره دار که هم خوشحال و هم بسیار متعجب و کنجکاو شده بود از طوطی علت خنده اش را پرسید. طوطی در پاسخ او گفت: این مرد کچل در حجره ای کار می کرده است و بخاطر پر حرفی های...

جنگل ...!

تصویر
حیوانات جنگل طبق عادت همه ساله اول بهار  جمع شده بودند تا خانواده شیرها قویترین نفر خود را معرفی و اهالی جنگل نیز با او بیعت نمایند.   اما کارها طبق برنامه پیش نرفت. وسط مراسم الاغی که از یکنواختی مراسم خسته شده بود با صدای بلندی عرعرکرد. چند نفر از اهالی جنگل محض شوخی خیلی خونسرد پچ پچ کردند «خرسلطان شد»  واین صداها رفته رفته واضحتر شد و به گوش همه رسید و به دنبال آن همه به سرعت جلسه را ترک کردند حتی نعره های ناخرسند شیرها نیز آنها را متوقف نکرد.   شیر برگزیده به دادگاه جنگل شکایت کرد. جغد با دقت به حرفهای او گوش داد و با تذکر اینکه اهالی جنگل حق دارند سلطان خود را  انتخاب کنند علت عصبانیت او را پرسید. شیر در جواب گفت:  برای من زیاد مهم نیست حتی راضی هم هستم چون نه مسئولیتی دارم و بدون هیچ مشکلی هر چقدر هم بخواهم شکار میکنم و هیچ کسی هم نمیتواند از من حساب بخواهد. فقط مشکل این است که این الاغ نه میآید منزل سلطانی و دفتر و دستک را بگیرد وقتی هم من میروم به سراغش ، فرار میکند و مخفی میشود و به هر حیوانی هم که میرسد میگوید که «شیر از من میترسد و در بدر دنبال ...

کتاب و عشق ...!

تصویر
آدم هبوط کرد بدون اینکه کتابی در دست و عشقی در سینه داشته باشد. خدایان کتابی نداشتند و با عشق غریبه بودند. بهشت نیز جایی نبود که در آنجا کتاب و عشق برای ساکنان آنجا معنایی داشته باشند.  آدمی با تکاپویی بی وقفه در طول اعصار ،  برای درک حقیقت و فهم چیستی خود و جهان کتاب را خلق کرد و برای مفهوم و معنا بخشیدن به حیات خویش ، عشق را خلق کرد. به صراحت می گویم کتاب و عشق را انسان آفرید و خلق کرد. کتاب و عشق دارایی مشروع بشریت هستند ولی افسوس که حضرت دجال (دنیای تک چشمی دیجیتال) کمر به نابودی هر دو بسته است و تا کنون موفق هم بوده است ....!

عضویت

  وبگاه بروز رسانی شد.  برای اینکه امکان مشاهده و دسترسی به متن کامل مقالات و نوشته ها ومطالب اختصاصی وبگاه را داشته باشید ، لازم است مشخصات و ایمیل خود را اعلام فرمائید.                                           کاظم محمدزاده